ستون بلا: منظومه‌ای از یاروسلاو سیفرت

A Burning Metaphor | Poesies · Jaroslav Seifert | Mohsen Emadi     به چهار جانب خاک رو می‌کنند: چهار رسول رهیده‌ی جنگاور. و چهار جانب خاک پشت چهار قفل سنگین مقفول است. پای جاده‌ی آفتابی سایه‌ی باستانی ستون آونگ می‌شود از ساعت بند به ساعت رقص. از ساعت گل سرخ به ساعت پنجه‌‌ی اژدها. از موقع لبخند به موقع …

برگشت به اول صفحه