خبرهای اون‌ورِ آب| کریستینا پری روسی

خاله آنخلا هر بار که به ما سر می‌زنه حالتو می‌پرسه. من خودمو به اون راه می‌زنم. بش می‌گن طفره رفتن؟ گربه از پنجره پرید و گم و گور شد مسائل گربه‌ها مسائل آدم‌ها. یخبندون همه‌ی درختا رو سوزوند فقط یه درخت لیمو زنده موند تک و تنها وسط طوفان. گفتن که با ژنرال جدید همه چی عوض می‌شه، ولی …

خوردن اخلاق | کریستینا پری روسی

و نمی‌دونم از کجا روزنامه‌نگاری اومد‌ که بپرسه تبعید واسه ما چه معنایی داره. نمی‌دونم از کجا می‌اومد اون روزنامه‌نگار. ولی گذاشتم از در بیاد تو، به هرحال مرطوب بود اتاق، سرد بود دو روزی می‌شد غذا نخورده بودیم فقط نون بود و آب از اون دور دورا، نامه‌ها خبرای بد می‌آوردن ‌‌ «تبعید برای شما چه معنایی دارد؟» اینو …

سلام سگانِ کوچک… | کریستینا په‌ری روسی

و اینک زندگانی حقیرِ این جان‌به‌دربرده‌‌‌ی فاجعه‌ی عشق آغاز می‌شود: سلام، سگانِ کوچک، سلام، آوارگان، سلام، اتوبوس‌ها و رهگذران. دخترکی شیرخواره‌ام من تازه به جهان آمده‌ از زایمانِ موحشِ عشق. دیگر عاشق نیستم. حالا می‌توانم در این عالم سیاه‌مشق بزنم خود را در آن ثبت نام کنم، یک چرخ‌دنده‌ی بیش‌ترم. دیگر دیوانه نیستم.

برگشت به اول صفحه