عشق | فرانتیشک هالاس

همیشه به خود می‌گویم حیات و تنها دسیسه‌ی کشتار است با قدری تب و عرض‌حال و حزن و دیگر هیچ. همیشه به خود می‌گویم رویا و تنها اخگری‌ست رو به خموشی با قدری گرسنگی تشویشِ رهایی از اوهام و مطلقن هیچ. همیشه به خود می‌گویم عشق و تنها هوای سالم ظلمت است با قدری شرم و لعاب تنهایی و دیگر …

برگشت به اول صفحه