شعر (به یاد خاوران)

  ۱ کلمات گورستان اشیایند صدای اسبی را که در این سطرها یورت می‌رود از کودکی‌ام نشنیده‌ام و خنده‌های تو در نوجوانی‌ام پوسیدند می‌نویسم انگار به زیارت اهل قبور می‌روم اگر تصادفن زمان مسیری معکوس طی کند پچ‌پچه‌های پدرم در گوش متن می‌پیچد و صدای گلوله خواب سطرها را بر هم می‌زند و شعر با موهای آشفته در اتاقی راه …

برگشت به اول صفحه