خبرهای اون‌ورِ آب| کریستینا پری روسی

خاله آنخلا هر بار که به ما سر می‌زنه حالتو می‌پرسه. من خودمو به اون راه می‌زنم. بش می‌گن طفره رفتن؟ گربه از پنجره پرید و گم و گور شد مسائل گربه‌ها مسائل آدم‌ها. یخبندون همه‌ی درختا رو سوزوند فقط یه درخت لیمو زنده موند تک و تنها وسط طوفان. گفتن که با ژنرال جدید همه چی عوض می‌شه، ولی …

خوردن اخلاق | کریستینا پری روسی

و نمی‌دونم از کجا روزنامه‌نگاری اومد‌ که بپرسه تبعید واسه ما چه معنایی داره. نمی‌دونم از کجا می‌اومد اون روزنامه‌نگار. ولی گذاشتم از در بیاد تو، به هرحال مرطوب بود اتاق، سرد بود دو روزی می‌شد غذا نخورده بودیم فقط نون بود و آب از اون دور دورا، نامه‌ها خبرای بد می‌آوردن ‌‌ «تبعید برای شما چه معنایی دارد؟» اینو …

زبیگنیف هربرت، شاعر حماسه و عصیان

زبیگنیف هربرت، شاعر بزرگ لهستانی در ۲۹ اکتبر سال ۱۹۲۴ بدنیا آمد و در در ۲۸ جولای سال ۱۹۸۸ درگذشت. هربرت، یکی از موثرترین شاعران اروپایی قرن گذشته بود. هم مبارزه‌ی چریکی را زیست، هم مبارزه‌ی سیاسی و هم تبعید را. در یادداشتی، خود را هلنی می‌خواند، چرا که گمان دارد که دوران طلایی همیشه در گذشته‌هاست. خواندن این مصاحبه‌ی …

خانه | زبیگنیف هربرت

  خانه‌ای فراز فصول سال خانه‌ی بچه‌ها، حیوانات و سیب‌ها چهارگوشه‌ای از فضایی خالی زیر ستاره‌ای غایب خانه، تلسکوپ کودکی بود خانه، پوست احساس بود گونه‌ی خواهری، شاخه‌ی درختی. شعله‌ای، فروغ گونه را گرفت گلوله‌ای بر شاخه خط کشید آواز پیاده نظام بی خانه روی خاکستر پریش یک آشیانه خانه، مکعب کودکی است خانه، مرگ احساس است بال خواهری سوخته …

خاطره‌ای از تو | زبیگنیف هربرت

  ۱ نمی‌توانم نامی بیابم برای خاطره‌ای از تو با دستی دریده به ظلمات بر بقایای چهره‌ها گام بر می‌دارم نیمرخ‌های محو یاران منجمد در قاب‌های سخت چرخان بالای سرم خالی چنان‌که پیشانی باد نیمرخ مردی بر کاغذی سیاه. ۲ زیستن- به رغمِ زیستن- در برابرِ خود را به گناه نسیان ملامت می‌کنم. انگار پیراهنی زائد آغوشی را رها کردی …

برگشت به اول صفحه