شعر ۷، کتاب زیرین | خوان خلمن

حرارتی که اندیشه را ویران می‌کند
اندیشناک خود را ویران می‌کند.
نور،
در بوسه‌هایت می‌لرزد
و معبر را متوقف می‌کند
زمان را متوقف می‌کند،
در دوردستان
بوسه‌ها را می‌گشاید
و سبزه را در دل سوزان
به جا می‌نهد.

باران
از پرنده‌ای بیدار می‌شود
که دریا را انتظار می‌کشد
در دریا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برگشت به اول صفحه