شاید…

هستند معابری‌ از تلخی
کز دهانِ من
به گونه‌های تو می‌رسند.

عریانی پستان‌هایت
در دستهایم
خاکستر به جا می‌نهد.

شاید میان نگاهِ تو
و صدای من
مردگان می‌لرزند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگشت به اول صفحه